تولد یکسالگی امیررضا
می خواستم به ترتیب وقایع برات بنویسم . ولی دیدم خیلی طول می کشه تا به تولدت برسه . برای همین تصمیم گرفتم هر چی که اومد بذارم . دیگه تقدم و تاخرشو بی خیال... برای تولدت تصمیم داشتیم فقط خواهرها و برادرامونو دعوت کنیم و به اصطلاح خودمونی باشیم ولی از اونجاییکه همیشه نظرات خیلی های دیگه رو هم باید در نظر بگیریم کار وسعت پیدا کردو به خاله و دایی و دختر خاله و ... کشیده شد. در هر صورت ما که خوشحال شدیم . دوست داشتیم تا حدی که خونمون ظرفیت داشت مهمون دعوت کنیم . خدا نگهداره خاله فاطی رو که همه کار کرد از تزیین خونه گرفته تا درست کردن تم تولد و ... تازه مهمون از شهرستانم داشتیم باورت می شه دایی رضا هم اومد تولدت .. راستی کیک تول...
نویسنده :
مامان امیر
11:35
عکس های جدید
دخملم بودی قشنگ بودی ها... این عکس ماله فروردینه 92 بابا مرتضی بهت عیدی داده بود تو هم دودستی چسبیده بودی ولش نمی کردی این جا شماله. کنار دریا ، 4 ماهت بود رفته بودیم ...
نویسنده :
مامان امیر
11:31
شیرین کاری
اینم چند تا شیرین کاری! امیر رضا عاشق این کابینت آشپزخونست. هر وقت میاد تو آشپزخونه باید اینکابینتو خالی کنه و .... دو تا مافین برای خاله خریده بودم تو هم بدو بدو رفتی و هر دو تاشو ازش گرفتی و پیرزومندانه اومدی نشستی به خوردن.... ...
نویسنده :
مامان امیر
11:30
لغت نامه امیررضا
لغت نامه امیر رضا مناژ = مهناز عمو مشا = عمو مجتبی سی = سپیده پرتلاغ = پرتغال شابا = نوشابه جی باب = جوراب شبال =شلوار کاپوشن = کاپشن خبار = خراب کامپیتی = کامپیوتر تبت = تبلت تثیف = کثیف توبا = توپ بیده = بده تواصی= تصادف آب پورتلاغ خیار=آب هویج بستنی ...
نویسنده :
مامان امیر
11:28
زیارت عمو مجتبی
این عکس ماله وقتیه که عمو مجتبی رفته بود کربلا ( یعنی از کربلا اومده بود) ...
نویسنده :
مامان امیر
11:26
نماز
امیر رضا در حال نماز خوندن یا به قول خودت الله اکبر ولی چون پیر شدی دیگه نمی تونی ایستاده نماز بخونی نشسته می خونی ...
نویسنده :
مامان امیر
11:23









